تاهمیشه

حتی اسمت نفسم را حبس میکند....

چرا اینقدر غصه؟! اینهمه درد از کدامین حرف توست؟! تو که دردی

نداری...نه درد دلی...نه درد لاعلاج...تو فقط یلدایی...

یلدای دوست داشتنی خیلی ها... و یلدای آه بر انگیز من....

و این آه چیست؟ نمیدانم....

اصلا انگار همان یک دقیقه ی اضافه ات ارث پدری ام که را هیچ نفس

هایم را گرفته است...

یلدا بوده است و خاطره هایش ، کرسی اش ، فال حافظش ، قصه های

پدر بزرگ و انار قرمز... یلدا بوده است و شب نشینی دل نشینش

و اینها همه و همه آموزه های فیلم ها و کارتون های کودکیست تا به

حال....درسم را خوب یاد گرفته ام؟! راستی آجیلش را یادم رفت...!

و یلدا برای من جز بغضی فرو ناخوردنی و غصه ای نگفتنی چیزی

نیست...

نمیدانم ، شاید خاطرات گذشته برایم دوست نداشتنی ست...

و شاید یلدا هایی که هیچ کدام مانند آموزه هایم نبود

سخت است ، بگویند این است و آن چنان نباشد و تو حفظ کنی آنچه  

را ندیده ای ....

رایگان

+ عکس هم  به دلایلی عوض شد :) 

+ من از آن یک دقیقه ی اضافه هیچ خیری ندیده ام....

+اصلا بیا امسال آن یک دقیقه را نفس نکشیم....میخواهم ببینم فرقش کجاست

+ به امید یلدایی دوست داشتنی ...

+ با تمام تفاسیر براتون یلدای قشنگی رو آرزو میکنم ...همگام با تمام آموزه ها

+ دارم فکر میکنم این نقطه چین ها چیست؟! چرا نا خودآگاه آخر هر خط دستم به

   نقطه چین میرود؟! ( این همه حرف نگفته؟! ) پووووف...خودم هم نمیدانم

+ جهت همگام سازی قسمتی از یلدا با شنیده ها  :)  (حافظ خیلی گل عست) 

  کلیک بفرمایید  اگه دوس داشتین فالتونو بگین منم ذوق کنم  :)

+ خاطرات یلدایی شما به شدت پذیرفته میشود 

 

 

نوشته شده در ۱۳٩٢/٩/٢۸ساعت | دست خط ()



      قالب ساز آنلاین      



امكانات سايت