تاهمیشه

حضوری به یگانگی تو... 

دلگرمی ای به بلندای قامت همیشه استوارت...

آشوبی از اخم کوچکی ویران کننده...

و آرامشی از لبخندی همیشگی... و شاید این روزها گه گاه!

میدانم هیچ حرفی از این به قول خودتان بازی کلمات به کار دل پر آشوب

این روزهایتان نمیاید.

میدانم هیچ کدامشان جای نبودن هایم را نخواهد گرفت.

میدانم ، نیستم ، انگونه که دوست میدارید.

میدانم،و همۀ این دانستن هاجای هیچ ندانم کاری ای را پر نخواهد کرد

میدانم ، و این دانستن سخخخت آزارم میدهد...!

بگذریم از هرانچه که ...بگذریــــــــــم!

با آرزو ی بهترین ها برای پدری یگانه.

شاید نبینید ، شاید حتی ذره هم با خبر نشوید 

اما من نوشتم برای دلی که این روزها عجییییب برای غزال دخترم نازم

خواندنتان تنگ است.

+ غزال دختر نازم ، تویی راز و نیازم؟! یادم نیست! خیلی وقت است که نشنیده و آن

روزها هم آنقدر غرق هیجان بودم که حواسم به کلمات نبود ، شاید باری دیگر!

+ ای خدا شکرت 

+ 3/14 ...

نوشته شده در ۱۳٩۳/۳/۱۳ساعت | دست خط ()



      قالب ساز آنلاین      



امكانات سايت