عجیــــــــــــــــب

به نام خالق ماهی ای که زندگی بدون آب از گلویش پایین نمی رود..

ما کوچک های بزرگیم یا بزرگ ها ی کوچک نمی دانم ...اما می دانم هر چه که

هستیم   شده ایم سپر بلا ...سپر بلا ی خودمان .سپر بلای دیگران . و شاید سپر

بلای این دنیا!عجیب این جاست که از همه بیشتر از بلا های خودمان خسته ایم...

اگر زخمی میشویم طعمش برایمان آشناست و عجیب تر اینکه دیگر عادت کرده ایم به

طعم های اشنا به نمک های آشنا که بر زخم های آشنایمان پاشیده می شود  و من

و تو فقط سکوت می کنیم ... سکوت می کنیم و نظاگر زخم های کهنیمان هستیم..

عجیب سخت است تحمل این سکوت اما  وقتی هیچ راه گریزی جز سکوت نداری

مجبوری به سکوت به صبر و به آرامش هر چند درونت پر از فریاد باشد پر از بغض باشی

و پر از دلتنگی...

 

 

پ.ن1: عکسش خیلی معنی داره یه خورده دقت لطفا ...

پ.ن 2 : من برگشتم لبخند

 

/ 10 نظر / 7 بازدید
نقطه سر خط .

اگه آدمی میگه که این درد آشناست ، این خودش بوده که این درد رو به خودش داده قبلا که حالا هم براش آشناست !

هم نفس

من بودم ... او بود ... خوشبخت در یک جزیره دور افتاده متروک، همه چیز عالی بود... قبل از انکه قایقی بیاید!

هم نفس

اگر پاهایم به زنجیر نبود، با همین بال های شکسته... به هوایت میپریدم...

امیر علی

ایول عکس هایه پر محتوا میزاری... باحال بود[گل]

حسین

زندگی می تواند فوق العاده باشد اگر دیگران مارا به حال خودمان بگذارند... (چارلی چاپلین)

zahra...

سلام غزال جونم ...چه طوری ؟خوبی ...؟ دوشنبه تولد نیما جونمه میخوام سوپرایزش کنم ! بیا تو این آخرین پستی که گذاشتم تولدشو تبریک بکو لطفا ...![قلب] تا فردا وقت داریا یادت نره بیاااای ...![چشمک]

سارا

هووووورااااااااااااااااااااااااااااااااااا [هورا] خیلی کار خوبی کردی برگشتی دوباره![هورا][تایید][گل]

reyhaneh

عکسش فوق العادست...خیلی قشنگه