صداقــــــــــت

نمایش تمام میشود،هرکدام با تمام خلوص از پدر و مادر و معلم خود

تشکر میکنند...

یکی بلند میشود،میگوید:از پدر و مادرم ممنونم که زحمت بسیاری برایم

کشیدند و هزینهی رفت و آمدم را پرداختند...

همه میخندند(شاید به صداقتش)

خودش خوشحال است،حس میکند دینش را ادا کرده...

مادرش سرخ میشود!از خنده ها خجالت میکشد یا از صداقت فرزندش؟!!

نمیدانم!

 

/ 24 نظر / 6 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مهسا

دیــروز میــآن قـلـب دردهــآیــم ... فکــرم مَشغـــول شـُـد ... دیگـــر عــآشقــآنهـ نمی نـــویســم ... فقـط یکـ نـَـخ سیگـــآر میکشــم و خــودمــو دود میکـــنم بــه یــآدت ... ! سلام خوبی؟ وبتون جالبه ب منم سربزن اگه موافقی با هم تبادل لینک کنیم[گل]

حسین

سلام زیبا بود... . [گل][گل][گل]

حسین

درد داره وقتي ميره و همه ميگن:دوستت نداشت و تو نميتوني ثابت كني كه هرشب با عاشقانه هاش خوابت ميكرد..

محمد علی

و غربت نگاه من برای تو شبیه طرح یک ستاره است که شب را به یاد چشمهای سرد تو بی صدا ..عاشق و غریب گریه میکند [گل]

محمد علی

گذشته را ورق می زنم توی دفتری که نامش زندگیست ... قلمم خاطره ها را گریه میکند توی دفتری که نامش زندگیست ... من کجا غلط نوشته شدم توی دفتری که نامش زندگیست... اکنون به من بگو این واژه های خسته را کجای افکارم به خاک بسپارم ...؟؟؟

محمد علی

می دونی چرا وقتی میخوای بری تو رویا چشمهات رو میبندی؟؟؟؟ وقتی میخوای گریه کنی چشمهات رو میبندی؟؟؟ وقتی میخوای خدارو صدا کنی چشمهات رو میبندی؟؟؟ وقتی میخوای کسی رو ببوسی چشمهات رو میبندی؟؟؟؟ چون قشنگ ترین لحظات این دنیا قابل دیدن نیستنن

محمد علی

مرا به تخت ببندید! سیگاری به من بدهید و تنهایم بگذارید.. هر چقدر هم فریاد و ناله کردم سراغم نیایید! میخواهم او را ترک کنم..!![نگران]

محمد علی

باورت بشود یا نه !؟ روزی می رسد ... که دلت برای هیچ کس ؛ به اندازه ی من تنگ نخواهد شد ! برای نگاه کردنم ؛ خندیدنم ، اذیت کردنم ... برای تمام لحظاتى که در کنارم داشتی ! روزی خواهد رسید که در حسرت تکرار دوباره من خواهی بود ، می دانم روزی که نباشم هیچکس تکرار من نخواهد شد... !!!