تولدِ شماییـــ به نام پدر ـــ\/ـــ/\ـــ

حضوری به یگانگی تو... 

دلگرمی ای به بلندای قامت همیشه استوارت...

آشوبی از اخم کوچکی ویران کننده...

و آرامشی از لبخندی همیشگی... و شاید این روزها گه گاه!

میدانم هیچ حرفی از این به قول خودتان بازی کلمات به کار دل پر آشوب

این روزهایتان نمیاید.

میدانم هیچ کدامشان جای نبودن هایم را نخواهد گرفت.

میدانم ، نیستم ، انگونه که دوست میدارید.

میدانم،و همۀ این دانستن هاجای هیچ ندانم کاری ای را پر نخواهد کرد

میدانم ، و این دانستن سخخخت آزارم میدهد...!

بگذریم از هرانچه که ...بگذریــــــــــم!

با آرزو ی بهترین ها برای پدری یگانه.

شاید نبینید ، شاید حتی ذره هم با خبر نشوید 

اما من نوشتم برای دلی که این روزها عجییییب برای غزال دخترم نازم

خواندنتان تنگ است.

+ غزال دختر نازم ، تویی راز و نیازم؟! یادم نیست! خیلی وقت است که نشنیده و آن

روزها هم آنقدر غرق هیجان بودم که حواسم به کلمات نبود ، شاید باری دیگر!

+ ای خدا شکرت 

+ 3/14 ...

/ 14 نظر / 13 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مرمری

وااااااااااااااااااااااااااااااااااای.....خدایا اینجا چقدر ماه شده...چه بوی خوبی میده...دلم میخواد همش بیام اینجا.... به خدا جدی میگم....غزال عالی شده خونت....مبارکه عزیز دلم. با سلیقههههههههه[ماچ]

مرمری

من بازم اومدم که بگم اینجا خییییییییییییییییییییییییییییلی خوجل شدهههههههههههههههههههه[گل][بغل][ماچ][قلب][لبخند][چشمک][ماچ][قلب] دیگه ایکونی برای ابراز احساس نبود!

مرمری

منم تصمیم گرفتم به بابام بگم پدر جان! اخه هیلی با کلاسه...ولی روم نمیشه! نه که نشه هااااا....نمی دونم....سخته! :(

مرمری

واقعا؟! چه خوب! بده ببینیم دیگه !!! :)

مرمری

قربون مزرعه خربزه خوردنش بره مریمش[بغل][ماچ] چرا نظراتم ارسال نمیشه؟:(

مرمری

راستی چه میکنی با تعطیلات؟[چشمک]

خيلي خربزه اي بي تربيت ببخشيد ولي حقته حالم بده اصن با خودم بودم نه... با مريم ...نه ... بيخيال بابا ... من خلم!

مرمری

غزال؟ این کیه که میگه با من بود؟ دو تا نظر پایین تر رو میگم...[نگران]