منـــــــــــــــــــ ...

هیچ سکوتی رفتن نیست ، گاهی مجازات منیست که من نبوده ،

گاهی داد منیست که بغضش را نشکسته و گاهی فقط یک سکوت

صاف و ساده است به احترام من .

من چیست؟! کیست؟! کجاست؟! چرا صدای نفس هایش را نمیشنوم؟!

چرا نبض وجودش که مایه ی حیاتم بوده و هست این روز ها یکی در

میان میزند؟! 

چرا حال خوب من را بد تعبیر میکنی؟! حالش خوب است ، از قدیم گفته

اند بی خبری خوش خبریست ....


+ هر فعل لازمی گاهی استثنا میشود

+ از دلگیری از کسایی که اومدن و بی حرف رفتن چیزی نمیگم چون گذاشتم به این حساب که میدونن من حالم همیشه خوبه پس نگرانی و ناراحتی نداره :)               در هر صورت ممنون از همگی

+ لازم به ذکر است که اون خال نیست تو عکس ، نمیدونم چیه!

+ بدان که تاهمیشه دوریت را تاب نخواهم آورد

+ نقطه سر صفحه ی بعد 

/ 23 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
دخترک

منظورت و متوجه نشدم؟؟؟ گفتی احساس پست و پکوندی... یعنی چی؟؟؟؟؟

نادیا

ولی به نظر من اونخاله ها غزل نیست؟[متفکر]

نادیا

منظورم غزااال بود[نیشخند]

Ahmad

سلام کاش بهتر باشید

tahamiishe

امروز روز قشنگی نبود.... اولین نفس دی ماه سال 92.... راستش را بخواهی امروز را سخت نفس کشیدم هوایش عجیب سنگین بود خواستم یه روزی که به عادت همیشه پستاتو برای ده هزارمین بار با تمام نظرات مرور کردی امروز و یادت باشه...واسه ی حسی که امروز عمیق تر از همیشه وجود داشت نوشتم بلکه شاهدی باشه.... امروز و یادت نره نفس جان [ماچ]

sajjad

تو توی کف دستت خال داری؟ از من گفتن ما یه فامیل داشتیم دستش خال داشت..... خدا اموات شمارو هم بیامرزه ما که بخیل نیستیم[خمیازه]

sajjad

یعنی تو نمیخوای بیای؟ کره آهو[عصبانی]

bahare

خیلی خوب بود غزاااالی ...[قلب]

مازیار

یاران همه رفتند ولی باکی نیست از دست نداده ایم تنهایی را