تولـــــــــد...

تولد ذاتا مقوله جالبیه ، همین که هیچ وقت نمیفهی وقتی تولدته داره اتفاق

خوبی میوفته یا نه !

داره سال به سال از اون عمر مقرر کم میشه یا سنت داره اضافه میشه!

با همه ی اینها من به شدت معنقدم باید تا آخر عمر تمااام تولد ها رو جشن گرفت ،

لبخند زد و عکس گرفت ، هر سال باید آرزو کرد و شمع فوت کرد ، هر سال باید یه کیک

بامزه خرید و کلی باهاش عکس خنده دار گرفت!

راستش انقدر خستم که نه دستم حال تایپ کردن داره نه قلم حس نوشتنش میاد

فقط اینکه تولد خوب است ...همین

+ منتظر کادوی همه عزیزان هستم :)

+ یاد پارسال بخیر ! هه ...چه زود گذشت

+ امید وارم تاهمیییشه ذوقی برای تولدا وجود داشته باشه

+ ای خدا شکرت

/ 141 نظر / 28 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سجاد

به غضنفر میگن مرغه همسایه غازه یعنی چی , میگه ببخشید من مال این شهر نیستم نمیدونم ؟؟؟

سجاد

به غضنفر میگن : بعد از این که نهنگ حضرت یونس را بلعید چی شد ؟ غضنفر میگه : سازمانی تشکیل شد به نام / یونس کو

سجاد

به غضنفر میگن چرا سی دیت انقدر خش داره میگه:آخه زیر قسمتهای مهمش خط کشیدم !

سجاد

غضنفر باباش میمیره هفتش خیلی شلوغ می شه واسه چهلم بلیط می فروشه.

سجاد

فرمون دادن دخترا : بیا بیا بیا بیا افتاد تو جوب نیا . . . من امروز با دوتا چشمم ودوتا گوشام درک کردم

سجاد

یارو اسیر عراقی میگیره بدبختو توی مسیر مرزی راه میندازه همینجوری که میرفتند جلو ، اسیره میره روی مین یه پاش میره ، باز مجبورش میکنه راه بیفته دوباره اسیره میره رومین اون پاشم میره ، بازم ادامه میدندو اسیره بدبخت دوتا دستاشم میره رو مین طرف به اسیره میگه دهنت سرویس خر گیر آوردی داری کم کم در میری(فرار میکنی)؟ مخصوص ما بود:)))

میم

پست پارسالو هم 28/4 گذاشتی..از کجا بفهمم کی تولدته،از کجا بفهمم پیشواز رفتی :))

سجاد

دوسه مثقال خریت زخران چیزی نیست آدمی هست که الحق دوسه خروار خراست

سجاد

آقو ما پارسال شب یلدا دعوت بودیم خونه “فامیل دور”… به ما گفتن داری میای یه هندونه بگیر… آقو مام یه هندونه ای گرفتیم رفتیم تا رسیدیم اینا هندونه رو شیکستن رنگش عین گچ سفید بود! ینی ای 89تا مهمون ریختن سرمون ما رو به حد مرگ زدن! ها ها ها…داغونم کردن… آقو آخر شب شد گفتن بیاین یه فال حافظ هم بگیریم نوبت ما شد، نیت کردیم، کتابو وا کردیم دیدیم نوشته “خوشگلا باید برقصن…خوشگلا باید برقصن!”… آقو از اوجایی که تقدیرمون این بود 4ساعت و نیم رقصیدیم مهره 12و13 کمرمون جا به جا شد کبدمون از این جابه‌جایی غافلگیر شد همکاریشو با سایر اعضا قطع کرد هپاتیتW گرفتیم مُردیم! ها ها ها…رفتیم اون دنیا ای “حافظ” مارو تو برزخ گیر آورد انقد ما رو زد انقد ما رو زد که یه بار دیگه هم مُردیم!…آقو دوباره که برگشتیم دیدیم میگن سوالای شب اول قبر لو رفته از اوجایی هم که ما تنها کسی بودیم که 2بار مُرده، شدیم تنها مظنون ماجرا اینم به پروندمون اضافه شد نامه اعمالمونو دادن دیدیم از 20 شدیم 0.25…آقو روح پدر خدابیامرزمون اومد ای کارنامه رو دست ما دید با کمربند افتاد به جون من! ها ها ها…ینی چنان شخصیتی از ما خورد شد جلو سایر ارواح که نگو

میم

تولد پارسال منم عاشورا بود خخخخ