ماه شب 14...

ماه شب چهارده را که با آن ابر ها در آسمان میبینی حس جنون واری

تو را وادار میکند هر طور که شده از آن ها عکس بگیری...

اول میبینی نمیشود...میروی پایه بیاوری که میبینی نیست...یادت به

پایه ی دیگری که در کمد انباریست میوفتد...

ساعت 2 شب است ولی ...خلاصه تا ساعت 3 هرکاری میکنی

نمیشود...بغض راه گلویت را میگیرد نمیدانی چرا و شاید خودت را به

ندانستن زده ای  

هرچه برادرت میگوید:خب نگا کن لذت ببر..

میگویی: خب من میخوام عکس بگیرم که هر وقت میبینم لذت

ببرم...مگه چنتا ماه کامله نیمه شعبان داریم؟

خلاصه که هر چه میکنی صبح میشود و تمام...

و تو به یاد خاطرات میوفتی...خاطرات خوشی که بار ها و بار ها با چنگ

و دندان سعی در نگه داشتنشان داشتی اما نتوانستی...

این ساعت لعنتی نمیگذارد، شاید اگر ساعت نبود ماه آن شب یادش

میرفت صبح شده...

کاش میشد لحظه ها رو نگه داشت...چقدر پذیرفتن بعضی شکستا سخته...

 

کاش میشد لحظه ها رو نگه داشت...چقدر پذیرفتن بعضی شکستا سخته...

مطلبش یه خورده قدیمیه ولی خب...

شاید حسم به نظرتون خیلی خنده دار باشه ولی اگه بغضی بود به خاطر این نبود که نمیتونستم عکس بگیرم....یاد اتفاقات مشابه افتاده بودم..همین 

/ 30 نظر / 117 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مریم

بیا جواب ها رو گذاشتم[نیشخند]

مریم

جواب کامنتات و زیرش نوشتم... حالا که زن زندگی و ازدواجی...جواب ما رو چی میدی؟![پلک][خجالت]

Milad

3لام. وب شما هم خوبه!!! ممنون بابت نظراتون!

سارا(نظزت چیه؟)

سلام غزال جوون شاید اگر ساعت نبود ماه آن شب یادش میرفت صبح شده... خیلی قشنگ نوشتی... ممنون که به وبم سر میزدی. نمی تونستم تو وب آشنا از خودم بنویسم ینی اونی که میخواستم نمیشد.... خلاصه که بسته شد! یه وب باز شده برا امام زمان سر بزن حتما و اگه خواستی نویسنده بشی بگو.... یاعلی

M&A

واااااااااااااااااااااااااااای فوق العاده بود بغضم ترکید... البته این بغض ما تازگیا به هربهانه ای از خود بی خود میشه اخه واسه اونم پذیرفتن این شکست سخته... خیلی.

فرید

خیلی ممنون از تشریف فرماییتون :) ممنونم وبلاگ شمام حس خوبی داره...کلا وقتی از درون آدم ی چیری ثیت بشه موندگاره و پر از حسای خوب :) در مورد این پستتونم موافقم... بعضی لحظه ها خیلی خوبن... اینقد خوب که دوست داری اون لحظه همه چیزو بگیرن ازت و فقط این لحظه باشه... کاشکی هممون اینو خوب درک کنیم که قدر لحظه هارو بهتر بدونیم نذاریم به یک آرزو تبدیل شه اون لحظمون :) البته حرفای من حالت کلی داشت :) بازم تشریف بیارین خوشحالم میکنید :)

عسل

چند روز دیگه ماه رمضونم به نیمه میرسه. عمر آدمیه دیگه. قبول باشه غزال جان. کاش میشد لحظه ها رو به عقب برگردوند و اون شکست رو تجربه نکرد [ناراحت] حتما عزیزم.اگه قابل باشم. شما هم واسم دعا کن. ممنون.[لبخند]

محمد علی

سالهاست در گلو مانده اند! کم کم دارد به بغض هایم خمس تعلق می گیرد…!

heartbreak

این روزها همه اواره ی کوچه های مجازی شدیم با اینکه میدانیم چیزی حل نمیشود مینویسیم برای خودمان تا تنها نباشیم