خستـــــــــــــــــــــــه...

خسته ام.......خسته از بودن ...خسته از زندگی....از روز هایی که بی

 رحمانه طولانی شده اند...خسته از حرکت کند عقربه ها ی

ساعت...این روز ها اینقدر حواسم به ساعت است که دیگر حواسی

 برای خودم نمانده...

جدیدا به همه کلک میزنم...به خودم،به ساعت،وشاید حتی به خدا....

بیشتر میخوابم که که به خودم بگویم نگران نباش غزال در این دنیا

نیستی.در میان آدم هایش نیستی...که به ساعت بگویم من میخوابم

بیدار که شدم باید سریع حرکت کرده باشی...که به خدا بگویم ...خدایا

 خسته ام...به دادم برس...

نمیدانم تو تا به حال به نقطه ای که من ایستاده ام  رسیده ای یا نه

نمیدانم  غربت را در این دنیا حس کرده ای یا نه...

خدا کند که تجربه اش نکرده باشی...

به قول دوستی که می گفت:

خدایا مرسی که مرا سالم نقاشی کردی...

ممنونم که مرا  با خانواده ام نقاشی کردی...

ولی آخه خدا جون اصلا چرا منو نقاشی کردی؟؟

میدانی آدم گاهی اوقات حس میکند فقط جای بقیه را تنگ کرده

است...ولی خب چه میشه کرد؟

به قول یه دوست دیکه دنیا جای  امتحانه ...امتحانم که هیچ وقت لذت

بخش نیست...پس امید وارم جوری امتحان بدی که از نتیجش لذت ببری.....

 

 

 

/ 12 نظر / 11 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد علی

تو چه كردی؟؟؟ سرسبز دل از شاخه بریدم تو چه كردی؟؟؟ افتادم و بر خاك رسیدم تو چه كردی؟؟؟ من شور و شر موج و تو سرسختی ساحل روزی كه به سوی تو دویدم تو چه كردی؟؟؟[لبخند]

چکاوک

[گل] خسته از این روزگار لعنتی خسته ام .....

محمد علی

موزک وبلاگت عالی داره با ادم حرف میزنه[نگران][گریه]

محمد علی

روزی خیانت بر عشق گفت:دیدی من بر تو پیروز شدم؟ عشق پاسخی نداد. خیانت بار دیگر حرفش راتکرار کرد. ولی باز هم از عشق پاسخی نشنید. خیانت با عصبانیت گفت چرا جواب نمیدهی؟ سپس با لحنی تمسخر امیز گفت:انقدر بار شکست برایت سنگین بوده که حتی توان پاسخ هم نداری؟ عشق به ارامی پاسخ داد تو پیروز نشده ای خیانت گفت:مگر به جز ان است هر که تو ان راعاشق کردی من به خیانت وا داشتم؟ عشق گفت:انان که خطا بشا ن میکنی بویی از من نبرده اند چرا که عاشقان هر گز مقلوب نمیشوند.[گل]

منِ تنها

قشنگ بود...خسته ام از روزخایی که بی رحمانه طولانی شده اند! آخ گفتی امتحان.....[کلافه][اضطراب][نگران][ناراحت]

محمد علی

گفتم بیام اینجا بنویسم یک کم نفس راحت بکشم راستش نفس کشیدن یک نعمتی هست که هیچ کسی قدرش رو نمی دونه [لبخند]

محمد علی

ای کاش کسی می دانست خیلی حرفها گفتن ندارد ای کاش کسی می دانست خیلی نگاهها معنا ندارد ای کاش کسی می دانست که همه دانسته ها گفتنی نیست ای کاش کسی می دانست که همه شنیدنی ها درست نیست ای کاش کسی می دانست که خیلی چیزها در این دنیا هست و نمی داند ای کاش کسی می دانست . . .

محمد علی

هر که آید گوید: گریه کن ؛ تسکین است... گریه آرام دل غمگین است.... چند سالی است که من میگویم.... در پی تسکینم.... ولی ای کاش کسی میدانست.... چند دریا بین ما فاصله است.... من و آرام دل غمگینم ... http://asemondelamgerefte.persianblog.ir/دلم گرفته آسمان http://daryayedastan.persianblog.ir/داستان های کوتاه(عشق)

محمد قشنگه

وبت خیلی قشنگه.متناشم خیلی خوبه و همچنین عاشقونه[لبخند]

محمد

خدایا من از تنهایی و برگ ریزان پاییز، من از سردی زمستان من از تنهایی و دنیای بی تو میترسم