کودکـــــــــــــِ نوشت

چند سالی میگذرد از آن سال ها و روز هایی که با عشق برایم می

خواندی:

مــــــــــــــــــآ این جوریـــــــــــــــــــــــ میشوریــــــــــــــــــــــــــم....

و من با ذوق عجیبی به ظرف های زیر شیر آب نگاه میکردم....شیر آب

آن آشپز خانه ای که از حیاط پله میخورد...سوسک هم داشت...یادت

هست؟! همیشه چشم هایم را میبستم و با چشم های بسته به دنبال

کلید برق میگشتم..تا وقتی روشنی لامپ را پشت پلک هایم حس

نمیکردم چشم هایم را باز نمیکردم مبادا سوسکی در آن تاریکی

باشد و از زیر نگاه کودکانه ام رد شود.....

پله های بلندش را یادت هست؟! دست هایم را روی پله ی بالایی

نمیگذاشتم افتاده بودم ..... خانه ی مادر بزرگ بود و عشق حیاط و شستن ظرف ها که چه عرض کنم.دیدن ظرف شستن تو و اذیت کردنت

آن هم با زیر صدای : ما این جوری مییییشورییییم

گاهی اوقات صدای خندیمان تا پذیرایی میرفت...چقدر دوست داشتم

جمع بسته شدن را با تو : چی میگین خاله خواهر زاده؟! صدای خندتون

شهرو برداشته

قریب به یقین برق چشمانم آن لحظه کل دنیای کودکانه ام را روشن

میکرد وقتی این جمله را از زبان مادر میشنیدم....

تمام این ها را امروز وقتی پای سینک آشپز خانه ی مدرن خانه ی مادر

بزرگ دوش به دوشت ظرف میشستم و با حرف هایم میخدیدی با خودم

مرور کردم...

چقدر این جمله ات به دلم نشست : وای غزال چقد خندیدم امروز...

میدانم که تا آخر عمر هم بدوم به پای خوبی های چندین ساله ات

نمیرسد اما دلم خواست کودکانه و با تمام قوا اعتراف کنم که بهترین

خاله ی دنیا فقط برای منه....

مراقب خودت باش :*

عکس های خفن

+ یاد خنده دار ترین جک دنیای قشنگم بخیر: دوتا دوست..گربه...وقت شستن نمرد وقت چلوندن مرد....هنوز مزه ریسه های بعد از این جک زیر دندونمه...هر بار میدیدمت میگفتم میشه واسم تعریف کنی؟! و بعد من کف زمین :) 

+ کی گفته عاشقانه نوشت ها فقط باید برای موجودات خاص و مخاطبای خاص باشن؟!

+ دلم امشب عجیییب هوای اون روزا رو کرد.... 

 + سرمه یهو یاد خالت افتادم :) 

/ 31 نظر / 8 بازدید
نمایش نظرات قبلی
خاله جان دری

[لبخند] تا باشن از این خاله ها

bahare

خیلی قشنگ بود غزاااالی .....! غزال تو خیلی خوبی خیلی دوست دارم ...[قلب] غزالی میتونم رمزتو داشته باشم ...پست پایینیه ؟؟!![لبخند]

سرمه

چ عکس قشنگی گذاشتی[قلب]

سرمه

واقعا کودکی هم برای خودش یه دنیایی داره ک ادم هر چی بزرگتر میشه فک کردن بهش براش جالب تر میشه.

mahsa&alireza

سلام دوست خوبم [قلب] آپم آپم آپم آپم آپم آپم آپم آپم آپم آپم آپم آپم آپم آپم آپم منتظر حضورپر مهرت[چشمک][گل]

sajjad

آپم(بازی وبلاگی)[خجالت]

محمدرضا

سلام خیلی هنرمندانه نوشتی در ضمن خیلی لطف کردی که به وبم اومدی

بهار

الهییییی عجب عکسی... غزال خانم دست شما درد نکنه ... به همین زودی مارو فراموش کردی...[زودباش][نگران][ابرو]

mahsa&alireza

سلام خانومی خوبی؟؟[لبخند] آپم آپم آپم آپم آپم آپم آپم آپم آپم آپم منتظر حضور پر مهرت گلم[گل][خجالت]

نادیا

[خنده][قهقهه]چطوری غـــــــــــــــــــــــــــزل[قهقهه]