فسقلیــــــــــــــــا

تو مترو کناره یه فسقلی که احتمالا 5 سالشه:

_ خانممون گفته هرکی نقاشیشون رنگ کنه بهش جایزه میده...نه به بچه بدا..منم دارم رنگ میکنم ...رنگ سیاه خیلی قشنگه...من خیلی سیاه و دوست دارم...کاش بشه یه روزی سیاه بشم،ولی فقط دزدا سیاه میشن.....  

(و نقاشی سیاه میپوشد و کودک به حرف هایی که انگار ناتمام اند و مخاطبشان برایم نامعلوم است ادامه میدهد و مادر شاید حتی کلامی از آن هارا نشنیده است و فقط خیره است به مقصدی که برایم نا مشخص است )

..............................................................................

در حال درست کردن بادبادک برای یه فسقلی دیگه که خوابش نمیبره و اومده با ذوق میگه میای بادبادک درست کنیم؟! و تو نگاهی به ساعتی که 3 نیمه شب را نشان میدهد می اندازی و میگویی بعله که میام:

_فسقلی: تو از خونه فرار میکنی؟!

_من: نه برا چی باید فرار کنم؟!

_ : ینی تا حالا فرار نکردی؟!

_: نههههه...آخه دلیلی نداره که فرار کنم

_: ینی تا حالا از دست مامانت اینا خسته نشدی؟!

_: نه،مادر پدرا خیلی خوبن آتنا چرا اینجوری میگی؟!

_: نخیرم،کی گفته؟! تو اگه جای من بودی.....

( تو فقط سکوت میکنی،میدانی وضع زندگیشان اصلا بد نیست،میدانی دوستش دارند... هرچه فکر میکنی نمیفهمی چرا ...میترسی بپرسی چرا...میترسی جوابی بشنوی که این روز ها از همسالانت هم انتظار نداری....)

 

 

نمیدونم بخندم یا گریه کنم.....چی شده که بچه ها اینجوری شدن؟!

+ این عکس هیچکدوم از این فسقلیا نیست همین جوری تو ماشین بودم با دیدن این صحنه یاد خیلی چیزا افتادم عکس گرفتم 

/ 53 نظر / 36 بازدید
نمایش نظرات قبلی
مرمری

غزال پاشو ما اومدیم عیادت! کمپوتم آوردیم...ببین من با آقاشیره اومدماااااااااااااااااا.... من وتحویل نمیگیری به خاطر شیره خوب شو لااقل...دلش برات یه ذره شده از صبح داره بهوونه ی تو رو میگیره...من و دیوونه کرده اینقدر میگه اهوی من گجاست؟!!![چشمک]

مرمری

چند کلامی از زبان اقا شیره : آهویی دارم خوشگله فرار کرده ز دستم...دورریش بزایم مشکله...کاشکی اونومیبستم! ای خدا چیکار کنم؟ آهومو پیداکنم؟!!!......[گریه] وگریه اجازه نمیده که آقا شیره ادامه بده! الهی بمیرم براش... [ناراحت][ناراحت]

مرمری

پپاشو ...به دل این شیر بیچاره رحم کن یه کم! [نیشخند]

مرمری

آهو و شیر من و نکشن صلوات[قهقهه]

reyhaneh

خدا به داد بچه های اینا برسه

سجادو بهروز

خداروشکر که خوبی و برگشتی به میادین ولی برای مریم دارم[عصبانی]

armin

شما هم لینکی