همینــــــــــــــــــــــ ...

میدانی گاهی اوقات اینقدر از باید ها و نباید ها خسته میشوی که خودت هم  نمیدانی داری چه میکنی....تنها چیزی که بهش فک میکنی اینه که کارت طبق قانون نباشه همیییین...حتی  ممکنه ساعت ها به دیواری سفید خیره شوی در حالی که میزت پر از کار های عقب مانده است...

 

/ 17 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
محمد علی

دلم میخواد بمیرم شاید آروم بگیرم بگیرم دستاتو تو دستهام دلم برای کسی تنگ است که چشمهای قشنگش را به عمق آبی دریا می دوخت و شعر های قشنگی چون پرواز پرنده ها می خواند دلم برای کسی تنگ است کسی که خالی وجودم را از خود پر می کرد و پری دلم را با وجود خود خالی دلم برای کسی تنگ است کسی که بی من ماند کسی که با من نیست دلم برای کسی تنگ است که بیاید و به هر رفتنی پایان دهد دلم برای کسی تنگ است که آمد رفت …… و پایان داد کسی …. کسی که من همیشه دلم برایش تنگ می شود

نقطه سرخط .

نمیدونم چرا تو بعضی کارا که قانون رو نادیده میگیرم خیلی بهم مزه میده

هم نفس

بعضی وقت ها قانون شکنی لذت بخش ترین کار.....

هم نفس

چه فایده میای بهم سر میزنی نظر نمیزاری؟ کلا با همه قهـــرم[گریه]

...

سلام غزاااااااااااال جونم ... آپ خیلی گشنگی بود ...![لبخند] بدو بیا وبمو ببین ...ببین آپایی که کردم سه قرن پیش خویه ...؟![نیشخند][خنده]

محمد علی

گاهــــی هیـــچ کــــس را نــداشــتـ ـه بـــاشـــی بهتــــر است داشتــــن بعضــــی هـــا تنهــــاتــــرت مـــی کــنــد . . . [گل]

محمد علی

مرا اینگونه باور کن... کمی تنها ، کمی بی کس ، کمی از یادها رفته... خدا هم ترک ما کرده ، خدا دیگر کجا رفته...؟! نمی دانم مرا ایا گناهی هست..؟ که شاید هم به جرم آن ، غریبی و جدایی هست..؟؟؟ مرا اینگونه باور کن.... [نگران]

من تنها!

دقیییییییییییقا مث من که امتحان دارم ولی نمیخام درس بخونم آقا نِ می خام![ناراحت]

سارا

توصیف حال من بود![خنثی]