من میـــــرود

من میرود....آری میرود ...و این من است که تنها میماند...

این داستان عاری از هر اوییست...تعجب چرا؟؟!

چرا همیشه باید اویی باشد و تمام تقصیر ها بر گردنش سنگینی

کند؟؟! بگذار یک بار ....فقط یکبار هم که شده تقصیر خود من باشد

من برود و این رفتنش من را تنها بگذارد...(تعجب چرا؟! باور کن که

میشود!) چرا همیشه آنکه میماند محکوم است به تنهایی؟!

بگذار یکبار هم که شده داستان فقط یک من داشته باشد و این من تنها

نگذارد ...برود و تنها بماند....

 

 

/ 16 نظر / 15 بازدید
نمایش نظرات قبلی
donbale

cheraaaaaa?????? chera bayad hamchin she...chera tahnaaa???? dastan chie ????? baba harvaght bhsh miresam y boghze badi migiraaaam.....! h e y t..eanam az bi orzegie mane k hata tavanayii ean kare kpochikam nadaram....!

نقطه سرخط .

نیومده ام که بمانم و نیومده ام که بروم من سرجای خود منتظرم تو برگرد

محمد علی

من خوشبختم! همین که تو گوشه اى از این جهان راه میروى… مى ایستى… مى نشینی… نفس میکشى وگاهى و گاهى و فقط گاهى… به من فکرمیکنى…[پلک]

محمد قشنگم

سلام خیلی خشنگ بودا.مرسی از آپ زیبات.حال کردم واقعا ایول ایول.

عسل

سلام. ممنونم عزیزم. حق با شماست.[لبخند]

چکاوک

سلام عزیز زیبا بود [گل][گل]

محمد قشنگم

آنچه داری ببخش بعد برگرد و نگاه کن! به چهرهء آن که به او شادی بخشیده ای بنگر به چهره خوشبختی آن چهره چهرهء خندان توست در آینه.

محمد علی

بی کسی یعنی لای استخوان های من نمک بپاشی … و زخم هایم پشت سرت راه بیفتند و معتاد دست های شورَت شوند…[پلک]

mohammadtehrani

من تا همیشه تنهایم تنهای تنها.... سلام ممنونم که بهم سرزدی

محمد قشنگم

خدای من “بهشتی ” دارد، نزدیک ، زیبا ، بزرگ و به گمانم “دوزخی ” دارد ، کوچک، بعید و در پی دلیلی ست که ببخشد ما را گاهی به بهانه یک دعا . . .